هركدام نزاعي است ميان خردكيشي بيشتر و خردكيشي كم‌تر (نمي‌گويم ميان خردكيشي ناب و خردستيزي‌). هر يك از اين برخوردها در مجلد دوم مورد بحث قرار گرفته است‌. البته‌، دوتاي‌ اولي در اثناي سده‌ٴ سيزدهم باليدند و سومي در ربع آخر قرن آغاز شد. پس كافي است چند كلمه‌اي در باب هر كدام گفته شود. نكته‌ٴ اصلي اين يادداشت عطف توجه به هم‌زيستي آنهاست‌.
نزاع يهود، جدا از كشمكش ميان ربانيه و قرائيه است كه قبلاً ذكر شد (بند 2، شماره 14) و بيشتر به محافل رابيان اختصاص داشت‌، به‌ويژه درجنوب فرانسه و اسپانيا شديد بود. در سال‌1234رابيان محافظه‌كار جنوب فرانسه تاآنجا پيش رفتند كه موجب شدند كتاب‌هاي ابن ميمون‌ را مقامات مسيحي بسوزانند. رهبران اصلي واكنش در آغاز سده‌ٴ چهاردهم‌، سليمان بن اَدرِت‌ (سيزدهم - 2) و اباماري بن موسي بودند. براي بررسي كوتاه اوضاع نگاه كنيد به ابن ميمون‌، اصول تعقلي و تأثير (مقدمه ج 2، ص 1215 - 1216).
مبارزه ميان ابن رشديان و دشمنانشان خيلي شبيه نزاع يهود است‌، با اين ويژگي عجيب كه‌ اين جنگ بيشتر نه در جهان اسلام‌، بلكه در ميان مسيحيان و يهوديان بود. به‌علاوه‌، به‌خاطر برخي سوء تفاهم‌ها، آيين ابن رشد نه‌تنها همان سيمايي را يافت كه در واقع داشت -- يعني‌ اثبات‌گرايي ارسطويي -- بلكه سيمايي يافت كه -- دست‌كم دراصل -- نداشت‌، يعني تندروي‌ به‌صورت زيانبارش تحت تأثير آزار و فشار. برخي از ابن رشديان به‌همان خطرناكي شدند كه‌ به‌غلط متهم بودند و همه‌گونه عناصر انحرافي به‌گرد افكار ابن رشدي تنيده شد، به‌همان صورتي‌ كه مخالفان سرسپرده‌اش آن‌را تحريف مي‌كردند.
بدين ترتيب‌، در حالي كه قديس توما به‌خاطر خردكيشي مسيحي مبارزه مي‌كرد، بسياري از حربه‌هاي ابن‌سينا، غزالي و خود ابن‌رشد را به‌كار گرفت‌؛ او هم با آيين ابن‌رشدي بنيان‌براندازي‌ كه در آن هنگام در آثار لاتيني رايج بود1 مبارزه مي‌كرد. آيين ابن رشد از جمله به معني تفكر آزاد، به معناي لامذهبي‌، درآمده بود؛ حاميانش به ترديد در اصول بنيادي كليسا متهم شدند، به‌ويژه‌ شك در احكام جزمي آفرينش و جاودانگي روح‌، ماديگري و غيره‌. علاوه بر اين‌، ابن رشديان به‌ خاطر داشتن ذهن علمي و هواداري از منطق جدلي شهرت بدي داشتند. اين اوج طعنه‌زني بود. انسانگراياني از قبيل پترارك‌، از ابن رشديان به خاطر همان كيفيات و معايبي نفرت داشتند كه علماي مسيحي نيز از آنها بي‌بهره نبودند؛ پترارك آنان را علم‌فروشاني بدرفتار و خودپسند مي‌ناميد كه همواره آماده‌اند بر سر واژه‌هايي اصرار كنند كه قادر به شناختن حروفشان‌ نيستند.


1. ازاين‌رو پيروزي آيين توما به‌صورت پيروزي بر كفر ابن‌رشدي‌گري معرفي شد. نقاشي محراب پيزا را در نظر بگيريد كه فرانچسكو ترائيني كشيده است (نك‌: مقدمه‌، ج‌2، ص 1594 به‌بعد).